خندهات طرح لطیفیست که دیدن داردناز معشوق دلآزار خریدن داردفارغ از گله و گرگ است شبانی عاشقچشم سبز تو چه دشتیست! دویدن داردشاخهای از سردیوار به بیرون جستهبوسهات میوه ی سرخیست که چیدن داردعشق بودی و به اندیشه سرایت کردیقلب با دیدن تو شور تپیدن داردوصل تو خواب و خیال است ولی باور کنعاشقی بی سر و پا عزم رسیدن داردعمق تو دره ژرفیست؛ مرا میخواندکسی از بین خودم قصد پریدن دارداول قصه هر عشق کمی تکراریستآخر قصه فرهاد شنیدن داردکاظم بهمنی
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۱۰/۱۱ ساعت ۱۰:۲۸ ق.ظ توسط احسان
|
برچسب:
نویسنده: حسین رستمی
تاريخ: چهارشنبه
13 دی
1402 ساعت: 15:20